تبلیغات
من و عشق بی وفام

عشق.تنهایی.دردو غصه ی یه عاشق شعر های عاشقانه

می

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 21 شهریور 1390-05:15 ب.ظ

 امروز که نوبت جوانی من است،

                  می نوشم که از آنکه کامرانی من است،

      عیبم مکنید. گرچه تلخ است خوش است،

                  تلخ است، از آنکه زندگانی من است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاشق

نویسنده :mehdi
تاریخ:سه شنبه 28 اردیبهشت 1389-01:38 ق.ظ

 

من اگرعاشق نباشم از خودم سیرم

من اگر عاشق نباشم زود می میرم

سینه سردش پیش ماست

لبریز دردش پیش ماست

همسفر اتش کجاست

همسفر اتش کجاست

سفره یه دل خالی و بی روزیست

سینه ام محتاج اتش سوزیست

نازنین تو همرهی با راز داران می کنی

اتشی را زیر خاکستر تو پنهان می کنی

من که خود درمعبد دلدادگان ایینه ام

تل خاکستر نمی خواهم درون سینه ام




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرو

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 27 اردیبهشت 1389-08:35 ب.ظ

ناز من عشق من از چشم ترم زود مرو
سر و جانم به فدایت ز برم زود مرو
نکنم شکوه که دیر امده ای در بر من
لااقل دیر چو ایی به سرم زود مرو
بنشین یک دم و از چشم ترم زود مرو
ای شکسته تو شکستی مویه کردی
غصه خوردی از ته دل گریه کردی
من باهاتم خاکه پاتم
مثه ماتم تو صداتم
من رفیق گریه هاتم
عشق در تو شور در تو
بی تو من جایی ندارم
بی تو فردایی ندارم
من باهاتم............
مثه بارون تو چشاتم

مثه غصه تو صداتم
چون پرنده در هواتم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خونه ی خدا

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 27 اردیبهشت 1389-01:25 ق.ظ


خونه ی خدا همین جاست تو دلا
اگه با هم دیگه مهربون باشیم

خونه ی خدا همین جاست تو دلا
اگه با هم دیگه مهربون باشیم
کاش می شد پرنده شد ، پر زد و رفت
کاشکی ما از خاک آسمون باشیم

این شبا بارون تنهایی میاد
شادیا به دیدن غم نمی رن
چرا مثل اون قدیما آدما
به زیارت دل هم نمی رن
منم عاشقم ، منم از عاشقام
خاطر عاشقا رو خیلی می خوام
عاشقا سلام ، عاشقا درود
عاشقا درود ، عاشقا سلام

آدما آسمونو می خواین چی کار
کاش می شد سهم پرنده ها بشه
کاش می شد تو هیچ دلی غم نباشه
دل مردم ، خونه ی خدا باشه

منم عاشقم ، عاشقم من ، منم از عاشقام
خاطر عاشقا رو خیلی می خوام




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فرصت اخر

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 13 اردیبهشت 1389-07:22 ق.ظ

 

باران چه عاشقانه میبارد ومن بر آستان عشق در نماز ایستاده ام و رو به پاکی ها سجده میکنم.دعایی برای وفاداری میخوانم.نوری از عشق روی شانه هایم چشمک میزند.انتظار مرا دیوانه کرده.سر بر آسمان گذاشته ام و ذکری از محبت میگویم.تو می آیی...

به خودم که می آیم شاخه گلی بی گلبرگ در انتظار دستانت در دستانم میبینم و گلبرگهای پر پر روی زمین...اطرافم رنگی نیست.رنگها هم معنا ندارند...هنوز هم حرکت نمیکنم...هنوز هم شاخه گل را نگاه میکنم.برگهایش پژمرده شده...رنگ به رخسار ندارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همیشه

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 11 اردیبهشت 1389-05:20 ب.ظ

همیشه در آخرین مرز نا امیدی، صبح امیدی است.

همیشه در آخرین قدم یک مسافر خسته، کلبه آمالی است.

همیشه در تنهاترین شب تنهایی، شور حضوری است.

همیشه در پس آخرین هجای یک کلام، حرف نگفته ای است.

همیشه در آخرین پرتو لغزان تبسمی شیرین، فروغ طلوع لبخندی دوباره است.

همیشه در انعکاس چشمانی بارانی، رنگین کمانی از بلور است.

همیشه در سکوت سرمای یک نگاه، گرمای نوری است.

همیشه در پس امروز، فردایی است.

همیشه در پایان هر پاییز، بهاری در راه است.

شاید فردا همان بهار باشد.

با آرزوی آنکه پنجره زندگیتان همیشه رو به بهار باز شود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اسمان

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 11 اردیبهشت 1389-11:17 ق.ظ

به آسمان مینگرم‌، میدانم که اینجایی؛

به ابرهای سفید و بیش از همیشه ترا احساس میکنم.

به جایی در دوردست، در مرز زمین و آسمان؛

از خود میپرسم کجا زمین و آسمان یکی میشود؛

کجا من و تو یکی میشویم.

نفس عمیقی میکشم؛‌

ریه هایم چه مشتاقانه هوا را در بر میگیرد؛

هوایی که از عطر حضورت بیش از همیشه شیرین است.

می دانم تو اینجایی، جایی در این نزدیکی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اگه

نویسنده :mehdi
تاریخ:پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389-12:50 ب.ظ

اگه ... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه تا روزه قیامت داشتنت نباشه قسمت

چشم به راهه تو می مونم با دلی پر از صداقت

اگه با اشکای گرمم دل سنگ برام بسوزه

اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دو روزه

نه فقط عاشقت هستم مرهمی روقلب خستم

این تویی که می پرستم سرسپرده ی تو هستم

اگه جای تو به این دل ، همه دنیا روببخشن

می گذرم از هر چه دارم اگه باشی عاشق من

اگه زنجیره به پاهام اگه قفل و اگه صد بند

میرسم هر جا که هستی به تو و عشق تو سوگند

اگه باشی تاجی بر سر یا که از ذره ای کمتر

دل من داغت رو داره تا ابد تا روزه آخر

اگه با یک قلب تب دار بشم از عشق تو بیمار

یا وجود عاشقم رو ببرن تا چوبه ی دار

اگه زندگیم فنا شه طعمه ی خشم خدا شه

یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جدا شه

اگه قلبمو شکستی رفتی و از من گسستی

مهربون یا خود پرستی هر که هستی هرچه هستی

نه فقط عاشقت هستم مرهمی روقلب خستم

این تویی که می پرستم سرسپرده ی تو هستم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تنها

نویسنده :mehdi
تاریخ:چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389-12:48 ب.ظ

 

در بیهودگی انتظار پیوستن به تو چه بی صبرانه مانده ام

چه خوانا دوریت را برسردر خانه نوشته اند

و من در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ام

چه بسیار است دو روئی ها فراموش کردن ها و گسستن ها

و من در این همه چه صادقانه مانده ام

رفیقان همه با نارفیقی خود رفیقند

من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام

خاستگاه من کجاست ؟ که من آنجا سکونت خواهم؟

من در پیماندن راه چه عاجزانه مانده ام 

تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تفاوت حموم کردن

نویسنده :mehdi
تاریخ:چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389-09:13 ق.ظ

یك دختر در حمام

   ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو

 یكی دیگه میگذاره

۲ـ در حموم رو از تو قفل میكنه٬ جلوی آیینه می ایسته٬ شكمش رو

كه تمام مدت داده بود تو٬ میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد

گرفتن از نقطه نقطه بدنش

ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست

صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان

 

۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق

كننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده

۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره

۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره

۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت

بشه كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم

 موها وز میكنه

 

۸ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو

ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی

۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور

 سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله

 چشم و ابروش كشیده شده٬ احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ

گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته

۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه

نوك دماغش سبز شده

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به جنگ

 جوشها و موهای زائد بی تربیت

۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون

چرب میكنه

۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه

۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه

ساعت ۸ شب

یك پسر در حمام ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت

میكنه یه گوشه اتاق

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور

چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا

رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو

آشپزخونه تایید میكنه

۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش

۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو

می چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره

۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر

 میخنده

۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده

 به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و یه دل سیر می شاشه

۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم

رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك

 میكنه

۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس

خیس میره تو اتاق

۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه

 

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چی کار کردی؟

نویسنده :mehdi
تاریخ:سه شنبه 7 اردیبهشت 1389-02:07 ب.ظ

چه کردی با من؟... میخواهم بنویسم...اما از چه؟

 از کی؟

و برای چی؟... وجود ملتهبم در انتظار گذشت لحظه هاست...

 اما برای شنیدن چه کلامی؟...

می خواهم بنویسم... از تو.. از این نیامدن و قصد رفتن کردنت..

 می خواهم بنویسم اما دستهایم می لرزد...

 چه کردی با من؟... چه خواستم ز تو که دریغ میکنی؟چه خواستی که نکردم؟...

غم نبودنت به جانم نیشتر میزند

 اما درمانی نیست که به مقابلش روم... آخر تو تنها امید بودی تنها دعای شبانه ام




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بوسه

نویسنده :mehdi
تاریخ:سه شنبه 7 اردیبهشت 1389-11:06 ق.ظ

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب

بوسه یعنی خلسه در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بوسه یعنی آتش و گرمای تب


بوسه یعنی لذت از دلدادگی

لذت از شب لذت از دیوانگی

بوسه یعنی حس طعم خوب عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن

لحظه ای با دلبری تنها شدن

بوسه سرفصل کتاب عاشقی

بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان

بوسه یعنی عشق من , با من بمان

شرم در دلدادگی بی معنی است

بوسه بر می دارد این شرم از میان

طعم شیرین عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است

بهترین هدیه پس از یک انتظار

بشنوید از من فقط یک بوسه است

بوسه را تکرار می باید نمود

بوسه یعنی عشق و آواز و سرود

بوسه یعنی وصل جانها از دولب

بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تنها

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 4 اردیبهشت 1389-09:51 ب.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

افسانه

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 4 اردیبهشت 1389-03:49 ب.ظ

در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید فرشتگان مقرب را به بارگاه
خود فرا خواند و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند∙
یکی از فرشتگان به پروردگار گفت:خداوندا آنرا در زیر زمین مدفون کن∙
فرشته دیگری گفت آن را در زیر دریاها قرار بده∙
و سومی گفت راز زندگی را در کوهها قرار بده∙
ولی خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط تعداد
کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند در حالی که من می خواهم راز
زندگی در دسترس همه بندگانم باشد∙
در این هنگام یکی از فرشتگان گفت فهمیدم کجاهی خدای مهربان راز
زندگی را در قلب بندگانت قرار بده زیرا هیچ کس به این فکر نمی افتد که
برای پیدا کردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه کند.
و خداوند این فکر را پسندید


نوع مطلب : عشق 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جای...

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 4 اردیبهشت 1389-03:44 ب.ظ


جای من خالیست

 

جای من در عشق

 

جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار

 

جای من در شوق تابستانی آن چشم

 

جای من در زندگی خالیست

 

جای من در طعم لبخندی كه از دریا سخن می گفت

 

جای من در گرمی دستی كه با خورشید نسبت داشت

 

جای من خالیست.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آدمک

نویسنده :mehdi
تاریخ:پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389-03:43 ب.ظ

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همینجاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

آن خدایی که بزرگش خواندی

بخدا مثل تو تنهاست بخند...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo