تبلیغات
من و عشق بی وفام

عشق.تنهایی.دردو غصه ی یه عاشق شعر های عاشقانه

می

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 21 شهریور 1390-06:15 ب.ظ

 امروز که نوبت جوانی من است،

                  می نوشم که از آنکه کامرانی من است،

      عیبم مکنید. گرچه تلخ است خوش است،

                  تلخ است، از آنکه زندگانی من است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دیووووووونه

نویسنده :mehdi
تاریخ:یکشنبه 16 اسفند 1388-03:03 ب.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هر شب

نویسنده :mehdi
تاریخ:یکشنبه 16 اسفند 1388-03:01 ب.ظ

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شــــــــــب
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگــــــــــــــاه
چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر مــــــن
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شــب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوســــــــــــت
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شـــــــب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تـــــــــــــــــــــــو
که این یخ کرده را از بی کسیها می کنم هرشب
تمام سایه ها را می کشــــــــــــــم بر روزن مهتــــــــــــاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولـــــــــــــی در انزوای خویــــــــــــــش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شــــــــــــب
کجا دنبال مفهومی برای عشــــــــــــــــق می گــــــــــردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شــب




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرگ

نویسنده :mehdi
تاریخ:یکشنبه 16 اسفند 1388-02:59 ب.ظ

توی مرداب نگاهت یه نفر داره میمیــــــــــــــره
دست و پا میزنه اما واسه موندن خیلی د0یره
یکی اینجا روبرومه که خراب آرزوشـــــــــــــــــــه
یه مسافر غریبس که با مردم نمیجوشـــــــــــــه
یکی که بخاطر تو با یه دنیا در میوفــــــــــــــــته
حتی واسه بی وفائیت شعر عاشقونه گفــــــته
روبروم نشسته بی تو زل زده تو چشمای مـــن
میگه با سرخی آواز تلخی سکوت و بشکـــــــــن
اون منم همون که عشقت مثه ایینه روبروشـــــه
اون منم همون غریبه که با هیچکس نمیجوشـــــه
یکی که فروغ چشماش از همون مرداب خیســــــه
خط به خط گلایه هاشو میخونه نمی نویســــــــــــه



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نیستی

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 8 اسفند 1388-11:03 ق.ظ

پیداست هنوز شقایق نشدی ...

زندانی زندان دقایق نشدی ...

 وقتی که مرا از دل خود می رانی ...

یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ...

 زرد است که لبریز حقایق شده است ...

تلخ است که با درد موافق شده است ...

 شاعر نشدی وگر نه می فهمیدی ...

پاییز بهاریست که عاشق شده...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خداحافظ

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 8 اسفند 1388-10:47 ق.ظ

واسه موندن همه بهونه می خوان....

 

یه روزی منم یه بهونه واسه موندن تو این دنیای مجازی داشتم..

 

اما حالا....

 

دیگه نیست....

 

پس موندنم جایز نیست...

 

خداحافظ....

 

بدون حرفی..

 

شاید فهمید...بهونست....که نبودنش میشه بی بهونگی و رفتن...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عشق

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 3 اسفند 1388-03:21 ب.ظ

     ای ترنم آغاز...!

     ای دل انگیزترین باور رویش...!

     اینک این منم که می خواهد باور کند از نگاه ساده باران می شود به رویش رسید، می خواهم چشم بدوزم به افق های امید، چشم بدوزم به کودکانی که خواهند خندید؛ بی رنجی از نادانی ظلم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برو حالشو ببر

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 1 اسفند 1388-03:04 ب.ظ

ببینید چه دوختر خوبیه از الان عاشق شده شایدم....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انواع درمان خانوم ها!!!!!

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 1 اسفند 1388-01:24 ب.ظ

1 . خرید درمانی که دیگه همه باش آشنا هستین دیگه ... این خرید درمانی خودش چند شاخه داره ... مثلن

 خرید لباس و کیف و کفش درمانی

خرید لوازم منزل درمانی که یکم سنگین تر از قبله

خریده طلا درمانی این یکی هم خرجش سنگینه که اصولا سالی چند بار پیش میاد اونم البته به مناسبت ها بستگی داره مثلن اگر عروسی چیزی تو راه باشه بیشتر میشه ...

خرید با شوهر درمانی ... این نوعی از خریده که حتمن باید شوهر توش باشه چون یه جور کلاسه که آره اینو مثلن چراغعلی برام خریده یا گاهی کلاسش اینجاست که اینو با مثلن غضنفر رفتیم خرید

 

یکی از درمانی ها کادو درمانیه که شوهر باید یه کادو بخره .. اینجا قبلش قهره و با یه کادوی نسبتن سنگین قضیه به راحتی حل خواهد شد

یکی از درمانی ها مسافرت درمانیه که اینم دو نوع داره

مسافرت داخلی درمانی یا مسافرت خارجی درمانی که یکمم به بقیه ی خانوم ها ی فامیل و دوست برمیگرده که اگر اونا سفر خارجی رفته باشن به طور کاملن خودکار دامن بقیه خانومای فامیلم میگیره

 

دیگر خرید ها کلاس درمانیه ... اوناع و اقسام کلاس ها از شنا گرفته تا گل آرایی و آرایشگری و جدیدن هم زبان و کامپیوترو اینا هم اختراع شده که اینم یهویی دامن یه سری از خانومای فامیل رو میگیره

 

یکی از درمانی ها خونه تکونی درمانیه که خیلی خیلی به نظر من چیز مسخره ایه .. که البته فکر نکنین که خانوما خودشون زحمت میکشن ... خوب خدارو شکر یه عالمه کارگرو اینا هست و انواع اقسام شرکت هام که هستن و اینا البته یه حالت بد داره که اونم خونه تکونی توسط شوهر درمانی که اون دیگه یکم مشکل ساز میشه برای آقایون .... در هر صورتش که کارگر باشه یا آقای خونه آخر شب خانوما خیلی خسته میشن و کمر درد و دست درد و اینا میگیرن ... این درد ها نمیدونم منشا چی میتونه باشه ... فکر کنم خانوما حتی با دیدن کار کردن یک نفر دیگه هم خسته میشن ... به هر حال موجودی هستیم که خدا خلق فرموده

 

قهر درمانی و اینام که دیگه گفتن نداره دیگه ... که البته ذکر کرد در بالا با یک هدیه ناقابل کوچک یا بزرگ فرقی نداره قیمتش مهمه

 

توی فامیل ما یک زمان گواهی نامه درمانی مد شد و در پی اون اتومبیل خرید درمانی مد شد که حالا شاید در  آینده به وسایل جانبی ماشین هم کشیده بشه البته شاید ...

 

دیگه از درمانی ها مهمونی درمانیه ... حالا چه مهمون بیاد چه ما بریم ... البته بیشتر مهمونی درمانی اینه که یه مهمونی چند ده نفری گرفته بشه با چند نوع غذا و دسرو سالاد و فلان وفلان که البته بیشترش توسط رستوران سر کوچه تهیه شده ...

 

درمان های زیاد دیگه ای هم هست که البته من هنوز نتونستم درست کشفش کنم ... اگر چیزی به ذهنم رسد میام باقیشم میگم ....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :8
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  


Admin Logo
themebox Logo