تبلیغات
من و عشق بی وفام - خدا اون بالا نشسته بود!!!!

عشق.تنهایی.دردو غصه ی یه عاشق شعر های عاشقانه

خدا اون بالا نشسته بود!!!!

نویسنده :mehdi
تاریخ:پنجشنبه 26 فروردین 1389-12:10 ب.ظ

از توی صفحه مونیتورش دنیا رو نگاه میکرد و با خودش میگفت چقدر این آدما بی معرفتن منو باش انقدر بهشون ذوق میکردم فقط بلدن بپرن به هم و دعوا مرافعه راه بندازن همو بکشن و هیچ غلطی هم نکنن!
.
.
روزها میگذشتن و میگذشتن و خدا کم کم به این فکر می افتاد که خوبه تو سیاره های دیگه هم زندگی خلق کنم اینطوری کمتر به بی معرفتی این آدما فکر میکنم،
روز نظارت به کار واحدها رسیده بود فرشته ها اومده بودن گزارش کارای روزانه شونو بدن،
فرشته ی ناظر ، که دعاها رو گونی گونی براش میفرستادن داشت از دست درد و کمبود نیروی کمکی ناله میکرد خدا بهش قول داد هزار تا دیگه نیرو بهش بده ،
فرشته مقرب که به نوعی وظیفه رسوندن دعاها از زمین به خدا و گرفتن اجابت رو داشت که دیگه از بس سر زیردستاش داد کشیده بود و رفت و آمد کرده بود صداش در نمیومد،
فرشته رسیدگی به انتقادات و شکایات که همیشه با آدمای حق به جانب و خودخواه طرف بود کشون کشون یه گونی بزرگ رو میکشید جلو..
فرشته مرگ لیستشو بالا پایین میکرد کسی جا نمونده باشه و منتظر دستورات جدید بود،
اون یکی که مامور رسوندن جوابها و آرزوهای برآورده شده به زمین بود،داشت از پیشرفت علم و تجهیزاتی که خدا در اختیارش گذاشته و اینکه چقدر تو کارش سرعت تاثیر داره و اینکه همیشه آدما منتظرش هستن… برای دیگران سخنرانی میکرد،
به این ترتیب همه تند تند گزارش میدادن و برمیگشتن سر کاراشون…
وقتی نوبت به فرشته آخری شد ساکت و مغموم اومد جلو هیچی برای گفتن نداشت طبق معمول لیستش به جز چند تا مورد خالی خالی بود…

خدا با تاسف سری تکون داد ، دلش شکست، روشو برگردوند تا فرشته بغضشو نبینه…فرشته فهمید و زود اتاق رو ترک کرد…
دم در یه نفر که انگار فضولباشی شیطان بود ازش پرسید ببینم تو کی هستی که همیشه سرت خلوتته و هیچ کاری برا انجام نداری؟ فرشته جواب داد: وقتی یه دعای اجابت شده یا آرزوی برآورده شده ، به زمین دست یکی از آدما میرسه من میرم اونجا تا رسید بگیرم و اون رسید هیچی نیست جز یه” تشکر ” یا یه “خدایا شکرت” اما همیشه دست خالی برمیگردم…

روزها گذشتن و گذشتن و همچنان کیسه فرشته خالی بود تا اینکه یه روز یه نامه توش افتاد فرشته آورد و خدا زود بازش کرد و خوند، اشک تو چشماش جمع شد و بغض کرد اما اینبار از روی شادی…
……خدایا تو بابامو وقتی خیلی کوچولو بودم ازم گرفتی اما من هیچی بهت نگفتم مامانم با بدبختی بزرگمون کرد ولی وقتی فقط 11سالم بود فهمیدم اون به خاطر سیر کردن شکم من و خواهرم تن فروشی میکنه.. اینو از روی زخمای آزار و اذیت روی بدنش و شماره های توی موبایلش فهمیدم ، شب اول وقتی برگشت خونه صدای هق هقشو که از ته قلب زار میزد ،شنیدم و دلم شکست اما بازم به تو هیچی نگفتم..
یه روز برای یه آدم خوب درد و دل کردم و اون توی یه چیزی که بش میگن اینترنت به همه گفت و هزاران آدم داوطلب شدن که به ما کمک کنن من امروز میخوام بگم به خاطر این آدمای خوبی که آفریدی ازت ممنونم…..

توضیح:مدتی پیش ایمیلی واقعی،حاوی این قصه تلخ از یه دوست دستم رسید فهمیدم که تو ایران خیلیها داوطلب کمک به اون پسر بچه شدن اما هیچوقت نفهمیدم آیا واقعا” کسی کمک هم کرد یا همش یه احساساتی شدن زود گذر بود؟
توی این داستان که این واقعیت تلخ رو با طنز بیان کردم فرض رو بر این گرفتم که همه به خانواده اون پسر بچه کمک کردن،و ای کاش میشد همیشه واقعیات تلخ با رویاهای شیرین ما به حقیقت می پیوست……



نوع مطلب : عشق 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How do you get taller?
شنبه 1 مهر 1396 11:45 ق.ظ
hi!,I really like your writing so so much!
proportion we be in contact extra about your
article on AOL? I need a specialist in this space to solve my problem.
May be that is you! Taking a look ahead to peer you.
How do you stretch your Achilles?
جمعه 17 شهریور 1396 12:22 ب.ظ
Fantastic beat ! I would like to apprentice while you
amend your site, how could i subscribe for a blog site?
The account aided me a acceptable deal. I had been a little bit acquainted of this
your broadcast offered bright clear concept
What is distraction osteogenesis?
یکشنبه 25 تیر 1396 03:35 ق.ظ
Great article! We are linking to this particularly great post on our site.
Keep up the great writing.
BHW
شنبه 2 اردیبهشت 1396 11:01 ب.ظ
I'm really loving the theme/design of your site. Do you ever run into any internet browser compatibility issues?
A few of my blog visitors have complained about my blog not working correctly in Explorer
but looks great in Chrome. Do you have any suggestions to
help fix this issue?
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:18 ب.ظ
Excellent, what a web site it is! This webpage provides useful data to us, keep it up.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 09:17 ق.ظ
My developer is trying to convince me to move to .net from
PHP. I have always disliked the idea because of the costs.
But he's tryiong none the less. I've been using
Movable-type on several websites for about a year and am concerned about switching
to another platform. I have heard fantastic things about blogengine.net.
Is there a way I can import all my wordpress posts into it?
Any help would be really appreciated!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 05:23 ق.ظ
Very good information. Lucky me I found your blog by
chance (stumbleupon). I've saved it for later!
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 11:08 ب.ظ
Hi all, here every person is sharing these kinds of knowledge, therefore it's fastidious
to read this weblog, and I used to pay a visit this weblog every day.
لیلا
جمعه 27 فروردین 1389 02:17 ق.ظ
خواستن و نداشتن سخت است
ولی خواستن و امید داشتن زیباست
خواستن ، داشتن و امید نداشتن پوچی است
پس بخواه و امیدوار باش و بدست بیاور
این است زندگی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo