تبلیغات
من و عشق بی وفام - مطالب mehdi

عشق.تنهایی.دردو غصه ی یه عاشق شعر های عاشقانه

عشق.

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 24 اسفند 1388-10:11 ق.ظ

من عشق را در تو

                تو را در دل

                    دل را در موقع تپیدن

و تپیدن را بخاطر تو دوست دارم

 

من غم را در سکوت

             سکوت را در شب

                               شب را در بستر

و بستر را برای اندیشیدن بخاطر تو دوست دارم

 

من بهار را بخاطر شکوفه هایش

                       زندگی را بخاطر زیبایی اش

                                 و زیبایی اش را بخاطر تو دوست دارم

 

 من دنیا را بخاطر خدایش.... خدایی که تو را خلق کرده دوست دارم

 

عشقم خیلی دوستت دارم....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ببین چی میخوام

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 24 اسفند 1388-10:08 ق.ظ

من به 2 چیز عشق می ورزم: یکی تو، دیگری وجود تو

 

به 2 چیز اعتقاد دارم: یکی خدا و دیگری تو

 

من در این دنیا 2 چیز میخوام: یکی تو، دیگری خوشبختی تو




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خودت بگو

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 24 اسفند 1388-10:05 ق.ظ

      نمیــــگم دلـــت یه رنگه*نمیـــــگم دل تــــو سنگه

 

      من میـــگم اگه تـــو باشی*همه ی دنــــیا قشنگه

 

       نمیــــگم مجــنونتم من*نمیـــگم دیـــوونتم مـــن

 

       من میـــگم اگه تو باشی*واسه تــو یه همدمم مــن

 

        نمیـکم دلــــم اسیره*نمیـــگم پیـــش تــــو گیــــره

 

        مـــــــن میگم اگه نباشی*دلـــــم از غصه میمیره 

 

        نمیگم عاشـــقت هستم*نمیگم دل به تو بستم

 

       مــن  میگم اینو بدونی*چشم به راه تو نشستم                           




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اگه تنهایی بخون

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 24 اسفند 1388-10:01 ق.ظ

زانوهامو بغل کرده بودمو نشته بودم کنار دیوار

دیدم یه سایه افتاد روم

سرم رو آوردم بالا

نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم

تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد

گفت:تنهایی

گفتم:آره

گفت:دوستات کوشن؟

گفتم: همشون گذاشتن رفتن

گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!

گفتم:اشتباه کردم

گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی

گفتم:نه

گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟

گفتم:بودم

گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟

گفتم:بردم، همین الان بردم

گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت سختی

گفتم:…..(گر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم)

-سرمو اینداختم پایین-گفتم:آره

گفتم:تو رفاقتت کم آوردم،منو بخش

گفتی:ببخشم؟

گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری

گفتی:نه! ازت ناراحت نبودم! چیو باید می بخشیدم؟

تو عزیز ترینی واسم،تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم

گفتم:فقط شرمندتم

گفتی:حالا چرا تنها نشستی؟

گفتم:آخه تنهام

گفتی:پس من چی رفیق؟

من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت

من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن

اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو

من همیشه دوست دارم،حتی اگه منو تنها بزاری،

همیشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودی،منو فراموش کردی تو این خوشی

اما من مواظبت بودم،آخه رفیقتم،دوست دارم

دیگه طاقت نیاوردم،بغض کردمو خودمو اینداختم بغلت،زار زدم،گفتم غلط کردم

گفتم شرمنده ام،گفتم دوست دارم،گفتم دستمو رها نکن که تو خودم گم بشم

گفتم دوست دارم…

گفتم: داد می زنم تو بهترین رفیقیییییییییییییییی

بغلت کردم گفتم:تو بن بست رفیقی

یک کلام،خدا تو بهترینی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غریبه

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 24 اسفند 1388-09:57 ق.ظ

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم

گرچه میدانم که عمری در غریبی زیستم

مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام

تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم

در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق

لب شکست از خشکی اما همچنان می ایستم

دستهایت برگهای عمر سبزم را ربود

گرچه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم

ای فریماه شب تار یاریم کن

تا بدانم سایه گمگشته ای از کیستم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرگ بهتره

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 24 اسفند 1388-09:23 ق.ظ

اون حلقه که تو دستته ، طناب اعدام منه
ستاره ی غرق به خون تو سفره ی شام منه
تو اون جا غرق زندگی ، من این جا غرق مردنم
مثل یه دیوونه دارم اشک می ریزم ، جون می کنم

از خونه بیرون می زنم ، طاقت موندن ندارم
باید بیام ببینمت ، یه هدیه ای برات دارم
چه قدر شلوغه کوچتون ، ببین چه شور و حالیه
اما تو سفره عقدتون ، جای یه چیزی خالیه
مگه می شه تو این لباس ، نبینمت رویای من
فقط بذار نگات کنم ، چیزی نگو ، حرفی نزن

بی دعوت اومدم ببخش ، مهمون ناخونده منم
خواستم کنار تو باشم ، لحظه ی پرپر زدنم
چیزی برام نمونده که وصلم کنه به این زمین
غیره یه رگ که بعد تو ، پاره می شه فقط همین

چشماتو روی من نبند ، نترس دارم تموم می شم
رو سفره ی عقدت می خوام گل های قرمز بپاشم
این دم آخر بذار تا نگات کنم یه عالمه
عزیزکم ببخش اگه چشم روشنیم برات کمه

این دم آخرم بذار نگات کنم یه عالمه
عزیزکم ببخش اگه چشم روشنیم برات کمه



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شعررررر

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 24 اسفند 1388-09:18 ق.ظ

من پذیرفتم شکست خویش را

زخم های قلب دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم از رفتنم دلشاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنها تر از من می روی

ارزو دارم گهی عاشق شوی

ارزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

من پذیرفتم شکست خویش را

انتظار

زخمی تر از همیشه
از درد دل سپردن
سر خورده بودم از عشق
در انتظار مردن
با قامتی شكسته
از كوله بار غربت
در جستجوی مرهم
راهی شدم
زیارت
رفتم برای گریه
رفتم برای فریاد
مرهم مراد من بود
كعبه تو رو به من داد
ای از خدا رسیده
ای كه تمام عشقی
در جسم خالی من
روح كلام عشقی
 ای كه همه شفایی
در عین بی ریایی
پیش تو مثل كاهم
تو مثل كهربایی
 هر ذره از دلم را
با
حوصله زدی بند
این چینی شكسته
از تو گرفته پیوند
ای تكیه گاه گریه
ای هم صدای فریاد
ای اسم تازه ی من
كعبه تو رو به من داد
 من زورقی شكسته م
اما هنوز طلایی
توفان حریف من نیست
وقتی تو ناخدایی
والاتر از شفایی
از هر چه بد رهایی
 ای شكل
تازه ی عشق
تو هدیه ی خدایی
با تو نفس كشیدن
یعنی غزل شنیدن
رفتن به اوج قصه
بی بال و پر پریدن
ای اسم تازه ی من
كعبه تو رو به من داد
ای تكیه گاه گریه
ای هم صدای فریاد
ای اسم تازه ی من
كعبه تو رو به من داد

عاشقی
حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی     

 و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی

سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای    

 ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی                

من از کنار پنجره تورا نگاه می کنم 

 وتو مرا به نام دیگری خطاب می کنی

چه ساده در ازای یک نگاه پاک وماندنی   

 هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی

به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام 

 تو کمتر از غریبه ای مراحساب می کنی

وکاش گفته بودی از همان نگاه اولت  

 که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تو رفتی

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 24 اسفند 1388-09:17 ق.ظ

تو رفتی رد پایت در دلم ماند

شکوه خنده هایت در دلم ماند

دلم را با سحر خوش کرده بودم

غروب ماجرایت در دلم ماند

شریک دردهایم بودی اما

غم بی انتهایت در دلم ماند

هزار و بک شبم چون باد بگذشت

طنین غصه هایت در دلم ماند

علی رغم سکوت ساده ی من

سفر کردی صدایت در دلم ماند

و حالا مثل یک رویای برفی

تو رفتی رد پایت در دلم ماند !




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بخون قشنگه

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 22 اسفند 1388-10:37 ق.ظ

آهای ! خوب گوش بده :

نگو بار گران بودیــم  و رفتیــــم        نگو  نامهربان بودیم و رفتیـم

آخه اینها دلیل محکمی نیست        بگو با دیگران بودیم و رفتیــم

        

دیگه آروم آروم دارم با خودم کنار میام ! فقط یه چیزایی منو سر دوراهی باقی گذاشته که چندان ربطی به مشکل قبلیم نداره و تنها از خدا میخوام که کمکم کنه ....

خدایا توکل به تو . دیگه دستمو محکم بگیر !!! محکم تر از همیشه ....

خدایا دوستت دارم ، عاشقتم ، نفسمی ...

                          

بگذریم ...

این جمله ها تو این چندروزه بهم رسید که با بعضی هاش خندم گرفت ، با بعضی هاش ماتم برد و با بعضی هاش بغضم گرفت ، خلاصه که هر جوری بود به دلم نشست :

             

ـ همیشه تلخ ترین لحظات تو رو کسی میسازه که بهترین لحظات رو براش ساختی "آسمان سخت"

      

ـ آنچه که در ظاهر هر شخص می‏بینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست."آسمان سخت"

  

ـ به هیچکس بیشتر از حد معمول محبت نکن ! چون هیچ کس قدر نمی دونه ! همه قدر نشناسیم.. "اهورا"

      

ـ هرکی بهم میگه دوست دارم میگم بیجا میکنی! "اهورا"

 

ـ همه میگن زمانه ی بدی شده، مردم بد شدند، اون مردم کی هستند ؟خود ماییم دیگه ! البته محبت و مهربانی رو گذاشتیم کنار و با کدورت و کینه و حسودی همدیگه رو از دست میدیم امروز مردم خیلی بی وفا شدن ..انگار مد شده کلاه سر هم گذاشتن.

     

ـ شکست دل من کس صدایش نشنید / بیچاره دلم چه بی صدا می شکند."حورا"

   

ـ وقتی شاد هستید بلند نخندید تا غم بیدار نشه و وقتی غمگین هستید آروم گریه کنید تا شادی نا امید نشه."حورا"

     

ـ عاشقی دد  بردیه . نــــــــــــه ؟!

       

ـ آدم دروغگو لیاقت دوست داشتن نداره ، به هیچ وجه نباید بهش اعتماد کنی...بی خیالش شو !!!

    

ـ توبه ی گرگ مرگه ! من که بهت گفته بودم(قضیه داره)!

 

آهای ! حرف آخرم !بازم خوب گوش بده :

به قول معروف یا نامعروف :

سر زلف تو نباشد سر زلف دگری

از برای دل ما هیچ پریشانی نیست !!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظر بده() 

چیکار کنم؟

نویسنده :mehdi
تاریخ:سه شنبه 18 اسفند 1388-03:50 ب.ظ

همش فکر می کنم برمی گرده یا نه؟

چی کار کنم؟

یعنی مرگ تنها کاره؟

یکی نیست بگه چیکار کنم؟

خیلی تنها شدم خیلیییییییییییی!!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

میمیرم بدون اون

نویسنده :mehdi
تاریخ:دوشنبه 17 اسفند 1388-01:35 ب.ظ

خدایا داره میره داره تنهام میزاره

چیکار کنم؟

یه غلطی کردم یادم نبود بدش میاد !!

دیگه مرگ حقه منه

تنها کسم رفت

آخه اون از مادرم هم به من نزدیک تر بود

منم میرم به اون دنیا تا منتظرش بمونم تا همه کسم بیاد

حاضرم هزاران سال منتظر بمونم اما اون تنهام نزاره




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دیووووووونه

نویسنده :mehdi
تاریخ:یکشنبه 16 اسفند 1388-02:03 ب.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هر شب

نویسنده :mehdi
تاریخ:یکشنبه 16 اسفند 1388-02:01 ب.ظ

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شــــــــــب
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگــــــــــــــاه
چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر مــــــن
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شــب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوســــــــــــت
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شـــــــب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تـــــــــــــــــــــــو
که این یخ کرده را از بی کسیها می کنم هرشب
تمام سایه ها را می کشــــــــــــــم بر روزن مهتــــــــــــاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولـــــــــــــی در انزوای خویــــــــــــــش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شــــــــــــب
کجا دنبال مفهومی برای عشــــــــــــــــق می گــــــــــردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شــب




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرگ

نویسنده :mehdi
تاریخ:یکشنبه 16 اسفند 1388-01:59 ب.ظ

توی مرداب نگاهت یه نفر داره میمیــــــــــــــره
دست و پا میزنه اما واسه موندن خیلی د0یره
یکی اینجا روبرومه که خراب آرزوشـــــــــــــــــــه
یه مسافر غریبس که با مردم نمیجوشـــــــــــــه
یکی که بخاطر تو با یه دنیا در میوفــــــــــــــــته
حتی واسه بی وفائیت شعر عاشقونه گفــــــته
روبروم نشسته بی تو زل زده تو چشمای مـــن
میگه با سرخی آواز تلخی سکوت و بشکـــــــــن
اون منم همون که عشقت مثه ایینه روبروشـــــه
اون منم همون غریبه که با هیچکس نمیجوشـــــه
یکی که فروغ چشماش از همون مرداب خیســــــه
خط به خط گلایه هاشو میخونه نمی نویســــــــــــه



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نیستی

نویسنده :mehdi
تاریخ:شنبه 8 اسفند 1388-10:03 ق.ظ

پیداست هنوز شقایق نشدی ...

زندانی زندان دقایق نشدی ...

 وقتی که مرا از دل خود می رانی ...

یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ...

 زرد است که لبریز حقایق شده است ...

تلخ است که با درد موافق شده است ...

 شاعر نشدی وگر نه می فهمیدی ...

پاییز بهاریست که عاشق شده...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :8
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  


Admin Logo
themebox Logo